صنعت پایین‌دستی قربانی قیمت‌های نجومی پتروشیمی ها

یکی از مشکلات عمیقی که تولیدکنندگان داخلی با آن روبه‌رو هستند، اختلاف عجیب قیمت مواد اولیه داخلی با نرخ‌های جهانی است. بسیاری از واحدهای تولیدی مجبورند مواد پایه‌ای خود را از شرکت‌هایی مانند پتروشیمی‌ها و فولادسازها با قیمتی چند برابر قیمت واقعی در بازارهای بین‌المللی تهیه کنند. این در حالی است که تولیدکنندگان خارجی همان مواد را با قیمت جهانی و بدون واسطه خریداری می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود رقابت برای صنایع ایرانی از همان ابتدا نابرابر آغاز شود.

شکاف سنگین میان قیمت داخلی و جهانی

پتروشیمی‌ها به‌عنوان تأمین‌کننده اصلی پلیمرها و مشتقات شیمیایی، نقشی کلیدی در زنجیره تولید هزاران کارگاه و کارخانه در کشور دارند. اما قیمت‌گذاری این محصولات در داخل، اغلب به‌گونه‌ای است که تولیدکنندگان پایین‌دستی را با هزینه‌ای تحمیلی روبه‌رو می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد مواد اولیه پلیمری در بازار داخلی ۳۰ تا ۳۰۰ درصد گران‌تر از نمونه‌های وارداتی مشابه عرضه می‌شوند؛ اختلافی که در هیچ الگوی منطقی تولید قابل‌دفاع نیست.

برای نمونه، پلی‌پروپیلن فایبرگلاس (PPGF) که در تولید قطعات ماشین لباسشویی کاربرد دارد، در بازار جهانی حدود ۹۲ هزار تومان به‌ازای هر کیلو قیمت دارد، اما تولیدکننده داخلی باید همان ماده را نزدیک به ۱۷۶ هزار تومان خریداری کند. یا پلی‌آمید 66 (PA66) که در ساخت قطعات یخچال و ماشین لباسشویی استفاده می‌شود، با قیمت جهانی حدود ۹۲ هزار تومان معامله می‌شود، اما در بازار ایران قیمت آن به ۳۹۰ هزار تومان می‌رسد؛ یعنی حدود ۳۰۰ درصد گران‌تر از نرخ جهانی!

این اعداد نشان می‌دهد که صنایع پایین‌دستی به جای بهره‌مندی از مزیت تولید داخلی، با هزینه‌هایی روبه‌رو هستند که عملاً توان رقابتی آن‌ها را خنثی می‌کند.

مواد اولیه گران، اما انتظار کاهش قیمت محصول

وقتی تولیدکننده مواد اولیه خود را چند برابر قیمت جهانی می‌خرد، طبیعی است که هزینه نهایی محصول افزایش پیدا کند. با این حال، انتظار از تولیدکننده این است که محصول نهایی را با قیمت رقابتی عرضه کند و با کالاهای خارجی رقابت داشته باشد. این تناقض، فشار سنگینی بر بخش تولید وارد می‌کند و مانع از سرمایه‌گذاری در توسعه فناوری، ارتقای بهره‌وری و نوآوری می‌شود.

در چنین شرایطی صنایع پایین‌دستی نه‌تنها باید با محصولات خارجی رقابت کنند، بلکه باید تولید خود را با مواد اولیه‌ای انجام دهند که گران‌تر از قیمت جهانی است. نتیجه چنین وضعیت ناعادلانه‌ای، کاهش حاشیه سود، افت توان توسعه خطوط تولید، و در نهایت عقب‌ماندن از رقابت منطقه‌ای و جهانی است.

وقتی ساختار تأمین مواد اولیه تبدیل به مانع تولید می‌شود

واقعیت این است که صنایع پایین‌دستی امروز بیش از آنکه با رقبای خارجی درگیر باشند، با ساختار تأمین داخلی خود مبارزه می‌کنند؛ ساختاری که باید مزیت ایجاد می‌کرد، اما اکنون به گلوگاهی جدی برای تولید تبدیل شده است.

اگر سیاست‌های قیمت‌گذاری مواد اولیه اصلاح نشود یا امکان واردات آزاد برای ایجاد رقابت واقعی فراهم نگردد، نتیجه چیزی جز تعطیلی تدریجی کارخانه‌ها نخواهد بود. در نهایت کشور به جای تولید و صادرات محصولات نهایی، به صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای ساخته‌شده تبدیل می‌شود؛ مسیری که به‌روشنی نشان می‌دهد گران‌فروشی مواد اولیه، پرهزینه‌ترین اشتباه صنعتی کشور است.

بالا